وقتی می‌خوای بری سفر، اینارو با خودت ببر!
دی ۱, ۱۳۹۷
این کمردرد از آن کمردردها نیست!
دی ۱, ۱۳۹۷

خلاصه داستان اینکه، جایی‌که عقل و منطق کنار میره، به‌خصوص در مملکت بی‌دروپیکر ما هرگز جای مباحثه‌ای با کسی باقی نمی‌مونه، متاسفانه در جو ناامیدی و بی‌اعتمادی موجود، همه فکر می‌کنند که همه بیماری‌ها درمان دارد و چون ما در ایران زندگی می‌کنیم و امکانات و علم نیست خیلی از دردها و سرطان‌ها و نقصان‌ها بی‌درمان می‌مانند، ولی واقعیت اینجاست که اگر بخواهیم فهرستی از دردها و بیماری‌های بی‌درمان تهیه کنیم، کتابی چندهزار صفحه‌ای می‌شود! که برای همه این دردها همیشه افرادی سودجو به‌عنوان درمان‌گر وجود دارند که با روش‌های مختلف جادو و جنبل و گیاهان کوهی و انرژی و غیره، جیب مردمان نادان را خالی می‌کنند و آنها را نسبت به علم مشکوک می‌کنند و در نهایت هم همان می‌شود که باید می‌شد! حال آنکه با اعتماد به علم موجود و اقدام منطقی به‌موقع می‌توان جلوی خیلی از این زیان‌ها را گرفت.

من خودم هرروز شاهد مثال‌های زیادی از این دست هستم که مثلا فردی چند سال قبل سکته مغزی کرده یا قطع نخاع شده و سال‌ها توا‌ن‌بخشی و دوا و درمان‌های بی‌حاصل کرده و الان هم می‌گوید می‌شود بیایم پیش شما و خوب شوم؟! این مثال‌ها مصداق امید نیست، بلکه مصداق انکار حقیقت و خود را فریب‌دادن است؛‌ در واقع مرز امید و انکار حقیقت به اندازه مو باریک است.

انسان ناچار است همان‌گونه که مرگ را می‌پذیرد، بسیاری دیگر از دردهای بی‌درمانش را هم بپذیرد و فقط با این پذیرش است که چراغ امید روشن می‌شود و فردی معلول تبدیل به قهرمانی پاراالمپیکی می‌شود.‌

نکته آخر اینکه هر روزه به‌ظاهر خیّری در فضای مجازی و اینستاگرام پیدا می‌شود و یکی از این بیماری‌های بدون درمان را آگهی می‌کند و برای نجات جان مبتلا به آن شماره کارت می‌گذارد و مردم مهربان و ناآگاه هم هر کدام مبلغی را به‌خیال خودشان کمک می‌کنند که سرانجام این حرکت‌های ناآگاهانه هم سرازیر شدن مقادیر زیادی پول به جیب کاسبان خیریه بدون هیچ نتیجه‌ای برای فرد بیمار است.‌

پس چشمان خود را باز کنیم، حقایق را آن‌گونه که هستند و با تحقیق بپذیریم، باشد که امیدی در دل پذیرش ما پدیدار گردد.